انطباق با قوانین مربوط به بقایای آفتکشها: حداکثر مقادیر مجاز باقیمانده (MRLs) و ایمنی چای سیاه
معیارهای جهانی حداکثر مقادیر مجاز باقیمانده (MRLs) برای چای سیاه: همسویی با الزامات FDA، EFSA و کُدکس آلیمنتاریوس
تنظیم کننده های ایمنی مواد غذایی در سراسر جهان حداکثر میزان باقیمانده آفت کش را برای چای سیاه تعیین می کنند، اگرچه تفاوت های زیادی بین آنها وجود دارد. نگاهی به سه بازیگر اصلی بیندازید: FDA ایالات متحده، آژانس ایمنی مواد غذایی اروپا (EFSA) و کمیسیون جهانی Codex Alimentarius. هرکدام روش های خودشان را برای تنظیم آفت کش ها در محصولات چای دارند. کدکس شامل 31 آفت کش مختلف است در حالی که اتحادیه اروپا با بیش از 800 محدودیت خاص برای ترکیبات بسیار بیشتر می رود. بسیاری از این استانداردهای اتحادیه اروپا در واقع بسیار سختگیرانه تر از دستورالعمل های کدکس و مقررات ایالات متحده است، به ویژه هنگامی که به مواد شیمیایی خاصی مانند نئونیکوتینوئیدها و اورگانوفوسفات مانند کلورپیریفوس می رسد. وقتی که حد محدودی برای یک آفت کش خاص در چای تعیین نشده است، اکثر مکان ها به حد استاندارد 0.005 میلی گرم در کیلوگرم بازمی گردند. این امر باعث سردرد واقعی برای صادرکنندگان می شود زیرا محموله ای که تمام الزامات را در یک کشور برآورده می کند ممکن است کاملاً در جای دیگری رد شود. به همین دلیل است که کسب و کارهای هوشمند فقط ساده ترین قوانین را دنبال نمی کنند بلکه اطمینان حاصل می کنند که آزمایشات آنها با هر بازار مقصد مورد نظر مطابقت دارد. کار با آزمایشگاه های گواهی شده که مطابق با استانداردهای ISO/IEC 17025 هستند، به جلوگیری از شرایط ناامید کننده ای که محموله ها در گمرک گیر می کنند یا بدتر، به طور کامل رد می شوند، کمک می کند.
بالاترین آفتکشهای نامطابق در چای سیاه – کلرپیریفوس، بیفنترین و پیامدهای نظارتی
وقتی صحبت از واردات چای سیاه میشود، کلرپیریفوس و بیفنترین بهطور مداوم بهعنوان مهمترین عوامل مشکلساز در میان آفتکشهای ممنوعه ظاهر میشوند. در حقیقت، کلرپیریفوس از سال ۲۰۲۰ در سراسر اروپا ممنوع اعلام شده است، هرچند بسیاری از کشورهای تولیدکننده چای همچنان از آن استفاده را مجاز میدانند. این امر منجر به رد حدود ۲۳ درصد از محمولههای چای در مرزهای اتحادیه اروپا تنها در سال گذشته شده است. بیفنترین نیز فرزند مشکلساز دیگری است که در حدود ۱۵ درصد از تمام نمونههای آزمایششده، سطح آن از حداکثر مجاز فراتر رفته است. چرا؟ زیرا این آفتکش خاص در محیط باقی میماند و در طول فرآیندهای طولانی خشککردن و تخمیر که برگهای چای تحت آن قرار میگیرند، بهراحتی در برابر حرارت تجزیه نمیشود. مجازاتهای این نقضها سریع و شدید اعمال میشوند. محمولههای چایی که استانداردها را رعایت نکنند، یا نابود میشوند یا به کشور مبدأ ارسال میگردند. بدتر از این، اخیراً در آمریکا بازیابی گستردهای به حجم نزدیک به یک میلیون واحد به دلیل آلودگی به کلرپیریفوس انجام شده است. تأمینکنندگانی که بهطور مکرر در بازرسیها شکست میخورند، ممکن است در فهرستهای نظارتی مقامات اروپایی قرار گرفته یا با محدودیتهای واردات از سوی ناظران آمریکایی مواجه شوند. اگرچه ردیابی باقیماندههای آفتکش در سراسر زنجیره تأمین — از مزارع تا مراحل پردازش — بهترین دفاع ما در برابر این مسائل محسوب میشود، اما اجرای چنین نظارت جامعی در عمل همیشه ساده نیست.
فلزات سنگین و ایمنی میکروبی در زنجیرههای تأمین چای سیاه
محدودیتهای سرب، کادمیوم و آرسنیک: آزمونهای انطباقیافته با استاندارد ISO 17025 برای صادرکنندگان چای سیاه
چای سیاه تمایل دارد فلزات سنگینی مانند سرب، کادمیوم و آرسنیک را عمدتاً از طریق خاکی که در آن رشد میکند و همچنین از آلودگی هوا که ما آن را تنفس میکنیم، جذب کند. این فلزات میتوانند به مرور زمان برای سلامتی ما بسیار مضر باشند. محدودیتهای دقیقی برای حداکثر مقدار این فلزات در برگهای خشکشده چای تعیین شده است. به عنوان مثال، میزان سرب نباید از ۰٫۵ قسمت در میلیون (ppm) بیشتر شود، کادمیوم باید زیر ۰٫۱ ppm باقی بماند و سقف آرسنیک حدود ۱٫۰ ppm در نظر گرفته شده است. اتحادیه اروپا، اداره غذا و داروی ایالات متحده (FDA) و وزارت بهداشت ژاپن همگی قوانینی در این زمینه وضع کردهاند. آزمایشگاههایی که مطابق استاندارد ISO/IEC 17025 تأیید صلاحیت شدهاند، معمولاً آزمایشهایی مانند طیفسنجی جذب اتمی یا طیفسنجی جرمی پلاسمای القایی را انجام میدهند تا اندازهگیریهای دقیقی ارائه دهند. پدیده جالبی نیز در فصلها رخ میدهد: طبق تحقیقات منتشرشده در مجله ایمنی مواد غذایی (Food Safety Journal) در سال گذشته، چایی که در تابستان برداشت میشود، حدود ۲۳ درصد کادمیوم بیشتری نسبت به چای برداشتشده در بهار جذب میکند. این بدان معناست که برنامههای آزمایشی باید هنگام جمعآوری نمونهها، عامل فصلی را نیز در نظر بگیرند. دستیابی به نتایج آزمایشی دقیق از تکنیکهای مناسب نمونهبرداری در سراسر کل دستهها آغاز میشود و اطمینان از اینکه هیچ آلودگی اضافی در طول عملیات حملونقل یا انبارداری رخ ندهد.
مدیریت خطر میکروبی: شمارش کلی پلیت، کلیفرمها و کنترل عوامل بیماریزا در فرآیند تولید چای سیاه
منشأ اصلی مشکلات میکروبی در چای سیاه، فرآیندهای انجامشده پس از برداشت است، بهویژه در مراحلی که چای آبگیری میشود، غلتانده میشود و بهصورت طبیعی خشک میگردد. این فرآیندها شرایطی ایجاد میکنند که باکتریها در آن بهراحتی رشد میکنند، زیرا رطوبت و گرما بهوفور وجود دارد. تولیدکنندگان چای باید چند حوزه کلیدی را بهدقت نظارت کنند. آنها باید تعداد کل صفحات باکتریایی را در هر گرم محصول کمتر از ۱۰٬۰۰۰ عدد نگه دارند. هیچ ردپایی از باکتریهای کلیفرم نباید در محصول مشاهده شود، زیرا این باکتریها اغلب نشاندهنده آلودگی احتمالی از منشاء مدفوعی هستند. همچنین هیچ فضایی برای عوامل بیماریزا خطرناکی مانند سالمونلا یا اشریشیا کلی نیز وجود ندارد. برای مقابله مؤثر با این مشکلات، بسیاری از کارخانهها از پردازش بخار روی برگهای خشکشده استفاده میکنند، سطح رطوبت را با دقت نظارت میکنند تا این مقدار زیر ۵٪ باقی بماند و اطمینان حاصل میکنند که دمای تخمیر حداقل به ۷۰ درجه سانتیگراد برسد تا باکتریهای مقاوم در برابر گرما از بین بروند. وقتی واحدهای تولیدی پروتکلهای صحیح HACCP را اجرا میکنند — بهویژه در نقاط حساسی مانند اتصالات نوار نقاله و ایستگاههای بستهبندی — و همچنین سطوح ماشینآلات را بهطور منظم آزمایش میکنند، میتوانند تشکیل لایههای زیستی (بیوفیلم) را تقریباً تا ۹۰٪ کاهش دهند. این امر تأثیر بسزایی در کنترل کیفیت در تمامی مراحل تولید دارد.
چارچوبهای نظارتی حاکم بر ایمنی چای سیاه در بازارهای اصلی
تولیدکنندگان چای که با چای سیاه کار میکنند، با شبکهای پیچیده از مقررات در تمام سطوح از جمله سطح جهانی تا محلی روبهرو هستند. در سطح بینالمللی، سازمانهایی مانند کُدکس (Codex) استانداردهای اولیهای را برای آفتکشها و آلایندهها تعیین میکنند. در همین حال، سازمان بینالمللی استانداردسازی (ISO) مشخصات دقیقی را برای رویههای آزمون و سیستمهای کنترل کیفیت، بهویژه استاندارد ISO 22000 خود، ایجاد میکند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحده (FAO) نیز نقشی ایفا میکند و به توسعه ظرفیتهای مناطق کشت چای در سراسر جهان کمک میکند. از دیدگاه منطقهای، مقررات اتحادیه اروپا بهویژه در زمینه باقیماندههای آفتکشها مطابق با مقررات شماره ۳۹۶/۲۰۰۵ و محدودیتهای فلزات سنگین مشخصشده در مقررات شماره ۱۸۸۱/۲۰۰۶ بسیار سختگیرانه هستند. در سوی دیگر اقیانوس اطلس، ناظران آمریکایی از قانون فدرال مواد غذایی، داروها و محصولات آرایشی و بهداشتی (FDCA) و همچنین هشدارهای واردات مختلف برای نظارت بر کالاهای ورودی به کشور استفاده میکنند. کشورهای عمده تولیدکننده چای نیز هر یک رویکردهای خاص خود را دارند. سازمان ایمنی مواد غذایی و استانداردهای هند (FSSAI)، سازمان استانداردهای کنیا (KEBS)، سازمان استانداردهای سریلانکا (SLSI) و استانداردهای چین (GB) همه قوانین خاصی را در مورد شیوههای کشاورزی، پاکیزگی کارخانهها و ردیابی محصولات در طول زنجیره تأمین اعمال میکنند. علاوه بر این، برنامههای گواهینامهدهی داوطلبانهای نیز وجود دارند که ارزش اشاره دارند. گواهینامه ارگانیک (بیولوژیکی) مطابق با دستورالعملهای متفاوتی صادر میشود؛ بهطوریکه در اروپا از استاندارد اتحادیه اروپا ۲۰۱۸/۸۴۸ و در ایالات متحده از استاندارد برنامه ملی ارگانیک وزارت کشاورزی آمریکا (USDA NOP) پیروی میشود. گواهینامه تجارت منصفانه (Fair Trade) نیز ملاحظات اخلاقی اضافی را به همراه دارد و اطمینان حاصل میکند که این ادعاها توسط اشخاص ثالث در سراسر فرآیند تولید بهطور واقعی بررسی و تأیید شدهاند.
بهترین روشهای پیشگیرانه: استانداردهای GAP و GMP برای انطباق پایدار با قوانین چای سیاه
از مزرعه تا بستهبندی نهایی: چگونه ادغام استانداردهای GAP و GMP خطر آلودگی در چای سیاه را کاهش میدهد
ترکیب شیوههای خوب کشاورزی (GAP) با شیوههای خوب تولید (GMP) احتمالاً بهترین دفاع در برابر مسائل ایمنی در تولید چای سیاه را فراهم میکند. GAP به مشکلاتی میپردازد که در مراحل اولیه کشاورزی رخ میدهند؛ مانند استفاده نادرست از آفتکشها، تجمع فلزات سنگین در خاک و آلودگی منابع آب. کشاورزان این مسائل را با انتخاب مواد شیمیایی کشاورزی که از نظر علمی آزمایششدهاند، ایجاد مناطق بافر اطراف کارخانهها و بررسی کیفیت خاک پیش از شروع کاشت محصولات، مدیریت میکنند. از سوی دیگر، GMP در مرحله تولید بر حفظ بهداشت کامل در طول فرآیند پردازش تمرکز دارد. این امر شامل رعایت قوانین دقیق پاکسازی، کنترل سطوح دما و رطوبت در هنگام خشککردن برگها، نظارت بر ورود آلرژنها و مواد ناخواسته به محصول، و همچنین اطمینان از آگاهی کارگران از روشهای صحیح بهداشت فردی میشود. شرکتهایی که این دو سیستم را در تمام مراحل عملیات خود — از نهالها تا جعبههای بستهبندیشده — اجرا میکنند، مشکلات کمتری در رابطه با مقررات دارند تا شرکتهایی که این کار را انجام نمیدهند. بررسیهای صنعتی نشان میدهند که رعایت این شیوهها منجر به کاهش حدود ۳۰ درصدی عدم انطباق با الزامات میشود. ردیابی دقیقتر منشاء محصولات، شرکتها را قادر میسازد تا در صورت بروز هرگونه مشکل، واکنش سریعتری نشان دهند. علاوه بر این، چنین رویکردی نگرش مطلوبتری را در برابر بازرسان دولتی و خریداران فروشگاهی ایجاد میکند؛ که این امر هزینهای که پیشتر تنها یک هزینه اضافی تلقی میشد را به عاملی تبدیل میکند که واقعاً مزیت رقابتی برای کسبوکارها در بازار فراهم میآورد.